تبليغاتX
لوگوي وبلاگ بنيامين
نه ، وصل ممكن نيست ...... هميشه فاصله اي هست ...... دچار بايد بود ...... وگرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف ...... حرام خواهد شد
:: صدای فاصله ها ::

سلام بعد از مدتها ...
ببخشيد كه دير شد ، انشالله جبران بشه . نمي خواستم بنويسم ، خواستم در اينجا رو تخته كنم ، وبلاگم غريبه شده بود ، ولي نشد در واقع نتونستم ، هنوز بايد بنويسم ... پس هنوز هستم .
"يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور" شعر اين هفته تقويم است . با خود گفتم يحتمل يوسف گم گشته ای در راه است . غافل از اينکه روزگار شعر "بی مهر رخت روز مرا نور نماندست" را زمزمه می کند ! اگر او می دانست نديدنش و نخواندنش چقدر برايم سخت و دشوار است شايد هرگز تصميم نمی گرفت که خانه اش را ذبح کند !
آذر ماه است و اواخر فصل پاييز . در دو سه کوچه آن طرفتر بارانی می بارد و برفی زمين را سپيد پوش کرده... آسمان اينجا دلش پر از گردوغبار غصه است . بغضی در گلويش گرفتار شده که اگر شکسته شود زمين خشک و آن شاخه های تشنه ی درختان همچنان سبز اين ديار به شدت غرق در شادی و سرور خواهند شد. اما، دريغ از يک قطره باران !
دلم برای راه رفتن روی برگهای خشک پاييزی با آن صدای خش خش آرامش بخشی که دارد ، دلم برای قدم زدن زير بارون و درست کردن آدم برفی بدجوری تنگ شده است.
هوای دلم اين روزها ابريست ، در انتظار بارانم !
التماس دعا...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 18:20  توسط بنیامین  | 

 
تمام حقوق اين وبلاگ متعلق به بنيامين طهماسبي مي باشد
Copyright © 2006 Kavar Rayaneh . All rights reserved
http:\\www.Kavarnet.ir