|
|
|
|
|
روزگاری بود ميوه اش فتنه، خوراکش مردار، زندگی اش آلوده، سايه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند. تازيانه ستم، عاطفه را از چهره ها می سترد. تاريکی، در اعماق تن انسان زوزه می کشيد و دخترکان بی گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند. و در اين هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ايستاد و زمين در زير پاهای او استوار گرديد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 9:25 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
قلم كه بـه دست مي گيـرم شوق بـه زنجير كشيدن كلمات بـراي به تصوير كشيدن انديشه هايم روحم را به كجا آّباد فرداها مي كشاند و آنچه از اين تعقيب و گريز و اسارتها عايدم مي شود پنـدار آرامش است . پنـدار آرامش هم گـاهي به آدم آرامش مي بخشد . روز را دوست دارم چون چشم ها را قبول ندارم و تاريكي زيباست براي اينكه مي توانم افكارم را از اسارت تن خود و چشم ها رها كنم و به همه جا سر بزنم و به لحظه ها و ثانيه ها بينديشم و گاه بر رفت و آمدشان بخندم و گاه بر عبورشان گريه كنم . احساس در اوج اين لحظه ها اوج مي گيرد . يادم باشد در اين ثانيه ها به لحظه هاي بي هويت فكر نكنم ، يادم باشد بعضي تجربه ها را تجربه نكنم وقتي مي دانم در پس آنها تكرار ملال آور لحظه هاي اندوه است ، اندوهي كه باقي لحظات را نيز به تكرار هديه خواهد كرد . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 22:57 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
أللّهمّ عجّل لوليّك الفرج و العافية و النّصر واجعلنا من أعوانه و انصاره و شيعته و المستشهدين بين يديه
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:18 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
بمب های هدایت شونده اشتباه نمی کنند تانک های مرکاوا اشتباه نمی کنند و آقای حقوق بشر روسفید خواهد ماند در لبنان هیچ یک از اهداف غیرنظامی آسیب ندیده است اینجا نوزادان کفن پوش به دنیا می آیند و جهاد بر زنان و کودکان واجب است اینجا نخل ها و خیابان ها عضو حزب الله اند اینجا روشنایی شهر ها عضو حزب الله است در سرزمین سیب های سرخ و پرتقال های خونین شاخه های زیتون متنفرند از صلح این تابستان خواهد گذشت و بلافصل بهاری درخواهد رسید این تابستان خواهد گذشت و روسیاهی برای بشکه های چاق نفت خواهد ماند. محمد مهدی سیار |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 23:12 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
آنان كه رفتند حسيني بودند
آنان كه ماندندبايد زينبي باشند وگرنه يزيدي اند . دكتر شريعتي |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 10:12 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
بلند شده بود که نماز شب بخونه ... وضو که گرفت ، روی سجاده نشست و آروم دستاشو برد بالا تا تکبیر بگه . پرسیدم چرا نشسته ... ؟!! گفت « امشب حضرت زینب نشسته نماز می خونه » ... بی اختیار نشستم ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 19:40 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
میلاد امیر المومنین علی (ع) را به وجود نازنین امام عصر (عج ) و تمام شیعیان و شفیتگان حضرتش به ویژه دوستان صدای فاصله ها تبریک و تهنیت عرض می نماییم . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 17:41 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز يعني 14 مرداد روز تولدمه ! هميشه فكر مي كنم روز تولدم بايد با روزهاي ديگه برام فرق كنه ولي هميشه خيلي ساده و عادي اين روز هم برام به پايان ميرسه . هميشه روز تولدم دلم بيشتر از روزهاي ديگه ميگيره . بازم مثله هميشه هيچ كس نميدونه امروز تولدمه يا يادشون نيست . تا حالا شده روز تولدتون بگذره و كسي بهتون تبريك نگه ؟ خيلي روز سختيه ! روز تولد من روزيه كه احساس خستگي مي كنم . روزهاي ديگه تنهايي آزارم نميده ولي امروز خيلي داغونم ميكنه . معمولا وقتي به گذر زمان فكر مي كنم يك قدم به مرگ نزديك تر ميشم ولي اين موضوع ناراحتم نميكنه ! از همه بيشتر چيزايي كه در ذهنم مي گذره منو تو هم ميبره بچه بودم دنيا رو خيلي قشنگ مي ديدم ولي حالا دنيارو مثله يه ميوه گنديده مي بينم كه انسانها مثله كرم دارم توش وول مي زنن ! منم يكي از اون انسانهام اي كاش هميشه به پاكي و معصومي بچگيم ميموندم . دوران بچگيم بهترين دوران زندگيم بود ولي زمان منو از اون دور كرد . خدا كنه امروز سريع بگذره . . . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 14:15 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
علی رغم تمام خیانت ها و گستاخی های سران حرام زاده ی عرب بخصوص ملک عبداله شاه ملعون سعودی ، چیزی که همیشه برایم آزار دهنده بوده ، اظهار نظرهای احمقانه عده ایی در داخل است که با گرفتن ژست مثلا روشنفکر مآبانه به تحلیل مسائل می پردازند و با بلغور کردن یکسری حرف بی سروته که همیشه از ان بوی ذلت به مشام می رسد در اغلب اوقات به این نتیجه می رسند که فلان رفتار از نظر منطقی اشتباه است ! و یا این کار با توجه به اصول بین المللی ! غیر عقلانی بود و هزار حرف مفت و بی ارزش که حتی فکر کردن به آن نیز حالم را بهم می زند.....
واقعا نمی دانم این احمقها چه فکری در سر دارند که مرادنگی عده ایی جوان غیرتمند شیعه که در دفاع نه فقط گروهی سنی بلکه از اسلام و مسلمان مظلوم را انهم در اوج تفرقه افکنی دشمنان در میان شیعه و سنی را ماجراجویی ، اشتباه و کاری محکوم به شکست قلمداد می کنند ؟!!! بعضی اوقات انقدر از این ذلت و خواری مسلمان نماهای منافق برآشفته می شوم که تنها نگاه به سیمای مردان بزرگ و تکرار سخنان یک آزاده می تواند امید بخش و ارامش دهنده باشد....
یکی از این مردان "سيد حسن نصرالله" است که در سخنانش با ستايش مبارزان جان بر كف حزبالله و شرح چگونگي ادامه نبرد و پيروزيهاي به دست آمده براي مردم و دادن وعده پيروزي به آنان، از حماقت رهبران صهيونيستها سخن گفت و در پايان خطاب به حاكمان عرب به ويژه مسوولان عربستان سعودي كه با وصف ماجراجو بودن مبارزان حزبالله از ياري آنان شانه خالي كردهاند، گفت: «شما از ما در سال 1982 به افرادي ديوانه ياد كرديد اما ما ثابت كرديم عاقليم و نشان داديم چه كسي ديوانه است. آري ما ماجراجو هستيم اما اين ماجراجويي همچنانكه در سال 2000 ديديد براي ملت لبنان پيروزي، عزت، شرافت و سربلندي داشت.»
تو ننگ عربی، سید حسن! نام تو را باید از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم تو بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات لم بدهی و چرت تابستانی ات را با دود قلیان مفرح کنی تفنگ دست میگیری و از پشت تریبون المنار با نعرههایت چرت ما را پاره میکنی تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن! نه شکمت آن اندازه است که از پشت دشداشههای سفید وقار عربی ات را نمایان کند نه چفیه و عقال داری تازه عمامه سیاه سرت میگذاری که ما را به یاد خمینی میاندازد که یکبار چرت مان را پاره کرده بود . تو ننگ عربی، سید حسن! بجای آنکه در حرمسرایت بگردی و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی تا فردا در بهشت برای مغازله با حوریان آماده باشی در مخفیگاهت که نمیدانیم کجاست می نشینی و نهج البلاغه میخوانی تو کافر شده ای، سید حسن! و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم... فقط به رسم مردان بزرگ عرب صادق باش و بگو برد موشکهایت به ریاض که نمیرسد؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 23:16 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
حتماً همگي شما تا کنون نوشابه هاي گاز دار با آرمها و مارکهاي گوناگون را
ديده و خورده ايد، نوشابه ايي مانند: کوکاکولا، پپسي کولا، فانتا، ميراندا، سون آپ
و...
در ۸ مه ۱۸۸۶ ميلادي عصاره کولا به صورت کاملا اتفاقي توسط داروسازي اهل آتلانتاي آمريکا کشف شد.جان استيث، هنگامي که در آزمايشگاه در حال آزمايش کردن داروها و مواد مختلف بود توانست عصاره اي را کشف نمايد که طعم فوق العاده اي را در دهان ايجاد مي کرد و اين شد که نوشابه هاي کولا پا به عرصه وجود گذاشت و فرمول عصاره بدست آمده توسط او تاکنون به صورت سري حفظ شده بطوريکه هنوز کسي از محتويات و جزئيات آن با خبر نيست. از آن زمان تاکنون با توليد روز افزون و صنعتي، اين نوشابه هاي جديد، سرزمين مادري خود را پشت سر گذاشته و شرکتهاي سازنده، به لطف اشتهاي سيري ناپذير و لذت جوي ما انسانها !! و قوانين سازمان تجارت جهاني و اقتصاد بازار آزاد، به غولهاي بزرگ تجاري تبديل شده و توانسته اند تمام مرزهاي کشورهاي دنيا را، از هتلها و قمارخانه هاي مجلل لاس وگاس! تا کلبه خرابه هاي دارفور سودان و پکتياي افغانستان درنورديده و در به کوچه پس کوچه هاي شهرهاي جهان و ايران ما هم راه پيدا کنند. اما اي کاش قضيه به همين سادگي بود و در هينجا به پايان مي رسيد. از آنجا که صهيونيستها بزرگترين سهامداران شرکتهاي نوشابه سازي در جهان مي باشند، به جز اينکه از اين طريق ساليانه صدها و بلکه هزاران ميليارد دلار پول به جيب مي زنند، برنامه ها و سناريوهاي استعماري خود را هم، همراه با اين محصول خوش طعم بدون هيچ هزينه اضافي صادر مي کنند!! آيا تا به حال به آرم شرکت کوکاکولا توجه کرده ايد؟ در نگاه اول شايد هيچ مشکل خاصي را مشاهده نکنيد، ولي کمي با دقت به آن نگاهي بيندازيد. احتمالاً گرافيستها با توجه به حرفه خود [که بازي با نقشها و طرحها براي رساندن منظوري خاص است] زودتر متوجه قضيه مي شوند. اگر به آرم انگليسي شرکت کوکاکولا به صورت پشت و رو، يا در آينه نگاهي بيندازيد قادر خواهيد بود نوشته اي عربي را بخوانيد:
لا محمد – لا مکه درست حدس زديد. دشمن صهيونيستي دقيقاً به هدف زده است ! از يک سو با عبارت لا محمد (محمّد هرگز) کليّت دين مبين اسلام و پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي(صلوات الله عليه)را زير سوال برده و از سوي ديگر با جمله لا مکه (مکّه هرگز) خانه خدا و قبله واحد تمام مسلمانان جهان را به سخره گرفته است. جالب اينکه کارخانه هاي توليد اين نوشابه ها در تمام کشورهاي اسلامي و حتي ايران!!!! با همين نام و تحت همين امتياز در حال توليد محصولي صد در صد آمريکايي – صهيونيستي هستند و پول من و شماي مسلمان به جيب کساني مي رود که دشمني ديرينه خود با دين و مذهب ما را کتمان نکرده و نمي کنند و بعد هم به ريش من و شما مي خندند... و اما نوشابه پپسی مي دانيد PEPSI مخفف چيست؟ Pay Each Penny Save Israel يعني: هر پني[کوچکترين واحد پول در آمريکا و انگليس] را بپردازيد تا براي اسرائيل ذخيره شود!!! بله هر ريال از پول من و شما براي اسرائيل ذخيره مي شود. نمي دانم بخندم يا گريه کنم، فقط بياييد کمي بيشتر فکر کنيم و ببینیم چگونه باید عمل نماییم. آیا شکممون از گردن کلفت تر شدن شرکتایی که دارن بر علیه دین و خدا و پیامبرمون (ص) برامون مهمتره . تا کی میخواهیم بنشینیم و تماشاگر باشیم؟؟؟؟؟ هر کس با هر طریقی که میتونه از اسلام دفاع کنه از هر طریقی تا کی بیخیالی ؟!؟!؟!؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 17:50 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
پرستوي "رجب" بال گسترانيد و نداي "اين الرجبيون" زمين و آسمان را فرا گرفت .باشد تا چنين ندايي را دريابيم و در خواستن و خواستن و خواستن بخيل نباشيم .همانطور كه " او " در بخشيدن و بخشيدن و بخشيدن بخيل نيست. آنگونه كه امام جعفر صادق (ع) مناجات ويژه رجب ميفرمايند: اعطني بمسئلتي اياك جميع خير الدنيا و جميع خير الاخرهجميع خير الدنيا و جميع خير الاخره جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره جميع خير الدنيا و جميع خير الاخره (۷) الهي آمين |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 13:46 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه امیر کبیر به ناصرالدین شاه . خیلی به نظرم جالب آمد که در آن زمان
تو ایران همچین آدمایی داشته ايم ، اما حالا چی ...
(تصویر نامه واقعی می باشد و دستخط شخصی امیر کبیر است )
متن نامه به شرح زیر است : قربانت بشوم الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولیم ، خبر رسيد كه شاهزاده موثق الدوله حاكم قم را كه به جرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم به توصيه ي عمه ي خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده ايد . فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره ي امور مملكت با توصيه ي عمه و خاله نمي شود . زياده جسارت است تقي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 18:16 توسط بنیامین
|
|
||
|
|
|
|
|
رسم صبحانه خوردن حين روزنامه خواندن يا روزنامه خواندن حين صبحانه خوردن ! (بستگي به اين دارد كه كداميك را جدي بگيريد) ميان مردم بريتانيا رواج بسياري دارد. روزنامههاي محلي، آنجا طرفداران بسياري دارند. هنوز هم اخبار محلي يا كاوشها و تحقيقات و يا سياست و انتخابات محلي و حوادث و خيلي اخبار ديگر كه تنها منحصر به انگلستان نيستند از ابتداي روز از طريق روزنامهها دريافت ميشوند. دوستی ميگفت تفاوت ما با بقيه دنيا در خواندن روزنامه شايد اين باشد كه از صفحه اول تا آخر يا بقولي ب بسماله تا تاي تمت آن را از بر ميشويم گاهي بدون آنكه از آن سر دربياوريم يا در محدودهي تخصصمان باشد. اينجور مي شود كه هيچكدام از معلوماتمان دروني نميشود. اگر در تاكسي نشسته باشيم و كسي جيزي بگويد هم آن را به مجموعهي دانشمان اضافه ميكنيم. و هنگام بيرون دادن اين دادهها نيز چنين عمل ميكنيم. هنگام سخن گفتن يا نوشتن يا اظهار نظر. همه شاعر و نويسنده و عالم و منتقد و سياست مدار هستيم بيآنكه آگاهي و علمش را داشته باشيم. بيآنكه حساسيتهاي ويژهاش را داشته باشيم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 20:45 توسط بنیامین
|
|
||